۲۶ آبان ۱۳۹۳

یکی هست که دیگه نیست

چطور دلت اومد بری بعد هزار تا خاطره

تاوان چی رو من میدم اینجا کنار پنجره

به یاد مرتضی پاشایی عزیز

قاصدک [ ۱۵ آذر ۱۳۹۳ ]

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
-----------------------
سلام؛ واقعا شعر زیبایی بود لذت بردم


reza [ ۰۲ آذر ۱۳۹۳ ]

Axe jalebie engar emam zadast. Baraye pashaei ham vaghan moteaseram hichki jaye khalisho nemitone por kone.
-------------------------------------------------
سلام رضا جان؛ خیلی ممنون از نظرت، واقعا صدا و ترانه هاشو دوست داشتم.


شهرزاد [ ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ]

بارها به پشت پنجره میروم
تا شاید حس تازه ای بیابم
اما بیهوده است
فقط لمس شیشه ای نصیبم می شود
خشک، سرد، بی احساس
پژمرده می شوم پشت این دنیای سرد
میلاد عزیزم خیلی زیبا و غم انگیزه، نگاه از پشت یه پنجره همیشه کلی حرف با خودش داره. واسه مرتضی پاشایی عزیز هم خیلی ناراحت شدم خدا روحش رو غرق در آرامش کنه.
---------------------------------------------------------
سلام شهرزاد جان
خیلی ممنون از شعرهای زیبا و نظرهای قشنگت


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی : Security Code :
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
1410549